نظریه های متعددی در زمینه مشارکت و مدیریت شهری مشارکتی از نیمه دوم دهه ۱۹۶۰ به این سو مطرح گردید است. ملاک انتخاب این نظریه ها میزان نوآوری و خلاقیت و استحکام نظری و تاثیر گذاری بر نظریه های بعدی می باشد. جان ترنر و همکارانش نشان میدهند هنگامی که دولت مرکزی نهفته است با کنار گذاشتن مردم محلی توان و امکانات آن نیز از دست می رود. وی با طبقه بندی اصولی انواع مشارکت در جدول معروف خود کمک شایانی به شکل گیری نظریه مشارکت کرده است. در زیر خلاصه ایی از نظریه وی ارائه شده است.
نظریه مشارکتی جیمز میجلی :
میجلی بر اساس پاسخ دولت ها به مشارکت آن را به چهار نوع تقسیم میکند؛ شیوه ضد مشارکتی ، شیوه مشارکت هدایت کننده ، شیوه مشارکت فزاینده، مشارکت ، نظریه مشارکتی شهری ارنشتاین
نظریه مشارکتی دیوید دریسکل :
دریسکل معتقد است مشارکت به مواردذیل مبتنی است:
۱ توسعه، در وهله اول و پیش از همه باید به نفع ساکنان محلی باشد.
۲- مردمی که در محدوده مورد برنامه ریزی زندگی میکنند دقیق ترین اطلاعات را درباره آن محدوده دارند. مردمی که بیشترین تاثیرات را از تصمیمات می پذیرند سهم بیشتری برای مشارکت در تصمیم گیری دارند.
نظریه کنش اجتماعی پارسونز:
پارستور در نظریه خود کنش را در برگیرنده حالات احساسی، فکری و رفتاری دانسته که بر اساس الگوهای عملی ساخت یابی و جهت گیری میشوند.
نظریه مبادله هومنز : همتر با طرح قضایای مختلف رفتارها را بیش از آن که حاصل باورها و گرایشها بدانند نتیجه محاسبه سود و زیان تلقی کرده است .
نظریه های مشارکت مردمی در فرایند معاصر سازی بافت فرسوده در ایران را میتوان به سه دسته تقسیم کرد : مشارکت شعاری ، مشارکت محدود و مشارکت واقعی (شیخ اعظمی و محجوبی ، 1389، 4)
منبع :
شیخ اعظمی،علی. محجوبی ، امیرعلی ، 1389 ، بررسی راه های مشارکت شهروندان در احیا بافت تاریخی ، مطالعه موردی : محله بریانک شهر تهران ، دو مین همایش بین المللی افق های نوین در علوم پایه و فنی و مهندسی ، تهران



